نگاهی به جایگاه زیرساخت کیفیت ملی و نقش کانون در پیوند میان حاکمیت و اقتصاد

کیفیت در روزهای بحران؛ اولین هزینه یا مهم‌ترین سرمایه؟

کیفیت در روزهای بحران؛ اولین هزینه یا مهم‌ترین سرمایه؟

در شرایطی که اقتصاد کشور با نوسانات اقتصادی، فشارهای سیاسی، محدودیت‌های اجتماعی و چالش‌های ساختاری مواجه است، یکی از پرسش‌های مهم این است که آیا در دوره‌های بحران، کیفیت باید قربانی مدیریت هزینه‌ها شود یا برعکس، باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد؟

آقای میرزاییان دبیر کانون نهادهای تایید صلاحیت شده کشور معتقد است پاسخ این پرسش، آینده تولید، تجارت و رقابت‌پذیری کشور را تعیین می‌کند.

به گفته وی، در بسیاری از بحران‌ها نخستین واکنش سازمان‌ها و حتی خانواده‌ها کاهش یا حذف هزینه‌هایی است که در نگاه اول «غیرضروری» به نظر می‌رسند؛ هزینه‌هایی مانند آموزش، تحقیق، توسعه و کنترل کیفیت. اما تجربه نشان داده است که حذف این بخش‌ها، راه‌حل بحران نیست، بلکه در بسیاری از موارد خود به تشدید بحران منجر می‌شود.

میرزاییان با اشاره به تجربه‌های مدیریتی خود تأکید می‌کند: مجموعه‌هایی که در شرایط دشوار اقتصادی توانسته‌اند پایدار بمانند، معمولاً همان‌هایی بوده‌اند که کیفیت، تحقیق و توسعه را نه هزینه، بلکه سرمایه‌گذاری تلقی کرده‌اند.

از این منظر، کیفیت صرفاً به معنای انطباق یک محصول با چند شاخص یا عدد استاندارد نیست. کیفیت یک مفهوم پویا و رو به رشد است؛ مفهومی که با بهبود مستمر، افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌های غیرضروری و ارتقای تجربه مصرف‌کننده معنا پیدا می‌کند.

او معتقد است استاندارد نیز نباید صرفاً مجموعه‌ای از اعداد و الزامات ثابت تلقی شود. استاندارد زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند به بهبود مستمر منجر شود؛ یعنی محصول، خدمت، فرآیند یا سیستم را هر روز کارآمدتر، قابل‌اعتمادتر و رقابت‌پذیرتر کند.

اما تحقق چنین نگاهی به کیفیت، نیازمند شکل‌گیری یک تفکر جمعی در سطح کلان کشور است.

به گفته دبیر کانون، کیفیت چیزی نیست که تنها یک سازمان یا نهاد حاکمیتی بتواند به تنهایی آن را در اقتصاد جاری کند. همان‌طور که بدن انسان تنها با عملکرد هماهنگ همه سلول‌ها سالم می‌ماند، کیفیت نیز زمانی در ساختار اقتصادی کشور نهادینه می‌شود که همه اجزای زنجیره—از سیاست‌گذار تا تولیدکننده، از نهادهای نظارتی تا مصرف‌کننده—در آن نقش‌آفرین باشند.

در این میان، نقش تشکل‌های تخصصی و نهادهای واسط اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

میرزاییان بر این باور است که کانون نهادهای تأیید صلاحیت‌شده ایران دقیقاً با همین مأموریت شکل گرفته است؛ ایجاد پلی میان دو جهان که معمولاً زبان متفاوتی دارند: حاکمیت و اقتصاد.

از یک سو، بخش حاکمیتی مأمور تدوین مقررات، الزامات و چارچوب‌های کنترلی است؛ از سوی دیگر، بخش خصوصی درگیر اجرا، تولید، بهره‌وری و رقابت در بازار است. فاصله میان این دو اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند به سوءبرداشت، مقاومت یا ناکارآمدی منجر شود.

کانون در این نقطه، نقشی فراتر از یک تشکل صنفی ایفا می‌کند.

این نهاد با تکیه بر شبکه‌ای از آزمایشگاه‌ها، شرکت‌های بازرسی، نهادهای صدور گواهی و سایر بازیگران ارزیابی انطباق، می‌تواند هم به عنوان بازوی اجرایی زیرساخت کیفیت عمل کند و هم به عنوان بازوی فکری و مشورتی برای نهادهای حاکمیتی.

به بیان دیگر، کانون نه‌تنها در اجرای استانداردها و الزامات کیفیت نقش دارد، بلکه می‌تواند در انتقال واقعیت‌های میدانی، نیازهای بازار و دغدغه‌های اجرایی به سطوح سیاست‌گذاری نیز مؤثر باشد.

از نگاه میرزاییان، زمانی کیفیت در اقتصاد جاری می‌شود که برای همه ذی‌نفعان، ارزش افزوده واقعی ایجاد کند؛ یعنی هم تولیدکننده از آن منتفع شود، هم مصرف‌کننده، و هم ساختار اقتصادی کشور از افزایش بهره‌وری، کاهش خطا و ارتقای اعتماد عمومی سود ببرد.

امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که زیرساخت کیفیت ملی، یک موضوع صرفاً فنی یا اداری نیست. این زیرساخت بخشی از معماری توسعه کشور است؛ معماری‌ای که کیفیت را به ابزار اعتماد، رقابت و رشد پایدار تبدیل می‌کند.

در چنین شرایطی، تقویت همکاری میان نهادهای تخصصی، تشکل‌های صنفی، بخش خصوصی و ساختارهای حاکمیتی، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی راهبردی برای آینده اقتصاد ایران است.

شما می‌توانید این نسخه صوتی این گفتگو در پادکست نگاه کانون را از طریق این لینک، گوش دهید.

لینک کوتاه خبر
https://www.icabiran.ir/?p=9197